«لغت نامه دهخدا»
[بِ شِلْ شَ کَ] (معرب، اِ)(1)بشلیشکه. بلشکه به لغت یونانی بیخی است سرخ رنگ از انگشت دست گنده تر و هم بیونانی جنطیانا(2) گویند: بول و حیض براند. (برهان) (آنندراج) (از دزی ج1 ص90). مأخوذ از یونانی، جنطیانا. (از ناظم الاطباء) (اختیارات بدیعی) (مفردات ابن بیطار). سیناندیان. کوشاد. جنطیونا. جنتیانا. دواءالحیه. کف الذئب. جنطیانه. جنسیانه. جانطیان. داءالحیه. جنطی الملک. جنتیانه. جنطیانای رومی. و رجوع به فرهنگ فرانسه بفارسی نفیسی و جنطی شود. (1) - Gentiane. .(ترجمهء فرانسوی مفردات ابن بیطار) (2) - ظ. تحریفی است از لغت لاتینی basilica(ترجمهء فرانسوی مفردات ابن بیطار).