بشوریده

«لغت نامه دهخدا»

[بِ دَ / دِ] (ن مف) پشولیده. شوریده. پریشان گشته و جذبه یافته. (از انجمن آرا). منقلب. پریشان. مضطرب. شوریده حالت :
شد یک دو مه که بنده بشوریده حالت است
زین اختر مشعبد و ایام چاپلوس.
شهاب الدین محمد بن هما (از لباب الالباب).
و رجوع به شوریدن و پشولیده و شوریده شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر