«لغت نامه دهخدا»
[بَ / بِ / بُ دَ] (مص)برانگیزانیدن. بشولاندن. || حرکت دادن و متحرک ساختن و جنبانیدن. (ناظم الاطباء)(1). (1) - در فرهنگ فارسی معین، به سه معنی مستقل آمده است.