«لغت نامه دهخدا»
[بِ] (ع اِ) جِ بضاعه یا بضاعت. - بضاعات مزجات؛ سرمایه های اندک : بکردار بدشان مقید نکرد بضاعات مزجاتشان رد نکرد. سعدی (بوستان). و رجوع به بضاعت و بضاعت مزجات شود.