بط

«لغت نامه دهخدا»

[بَط ط] (ع مص)(1) شکافتن ریش و جراحت. (زوزنی). کفانیدن ریش را. (منتهی الارب). نشتر زدن قرحه را. شکافتن جراحت. (مؤید الفضلاء). شکافتن جراحت و همیان و مانند آن. (از اقرب الموارد)(2). || شکافتن همیان. (منتهی الارب).
(1) - Ponction. (2) - در اقرب الموارد بصورت یک معنی است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر