«لغت نامه دهخدا»
[بِ قَ] (ع اِ) سیاهی چشم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). حدقه. (یادداشت مؤلف). || پارهء کاغذ که بر آن رقم قیمت نوشته میان طاقه گذارند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). ورقه و رقعهء خرد که بر جامه آویزند و قیمت بر آن نویسند(1). (یادداشت مؤلف). || هر رقعهء خرد، و منه الحدیث: یؤتی برجل یوم القیمه و یخرج له بطاقه فیها شهاده ان لااله الاالله. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هر رقعهء خرد. (آنندراج). لغت رومیه است بمعنی رقعه. (المزهر سیوطی). - حمام البطاقه؛ کبوتری که رقعه برد و کبوتر نامه بر گویند. (ناظم الاطباء). (1) - etiquette.