«لغت نامه دهخدا»
[بُ] (ع اِ) جِ بَطْنْ. (ناظم الاطباء). جِ بطن، شکم. (آنندراج). - بطنان الجنه؛ میانهء بهشت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). وسط بهشت. (اقرب الموارد). || جِ باطن. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جِ باطن، بمعنی آب راهه در زمین درشت. (منتهی الارب). رجوع به باطن شود.