بظر

«لغت نامه دهخدا»

[بَ ظَ] (ع اِ) درازتلاقی. (ناظم الاطباء). زنان را بر فرج فزونیکی است و آنرا ختنه کنند و آن فزونی ببرند و بتازی آن فزونی را بظر گویند. (ذخیرهء خوارزمشاهی). || انگشتری. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر