بعال

«لغت نامه دهخدا»

[بِ] (ع مص) جماع کردن. (غیاث). باعل مباعله و بعالا، ملاعبت زن و شوی باهم و جماع نمودن و زناشویی کردن. (آنندراج) (از منتهی الارب). مباعله. (زوزنی). رجوع به مباعله شود :
نه کمی در شهوت و طمث و بعال
که زنان را آید از ضعفت ملال.(مثنوی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر