«لغت نامه دهخدا»
[بَ / بُ کَ] (ع اِ) اجتماع گرمای تابستان و اجتماع سرمای زمستان. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || بعکوکه القوم، و قد یفتح؛ نشان فرود آمدن قوم که بعد رفتن باقی ماند یا خاصهء قوم یا جماعت آنها و همچنین از شتران. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || بعکوکه الناس؛ مجتمع مردم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).