بقاقه

«لغت نامه دهخدا»

[بَ قَ] (ع اِ) مرد بسیارگوی، تاء برای مبالغه است. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || واحد بقاق. یعنی: یک مرغ بسیارآواز. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). و رجوع به بقاق شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر