بلنگمشت

«لغت نامه دهخدا»

[بَ لَ مُ] (اِ) بالنگوی خودرو، و آن گیاهی است که در کناره های آب روان بسیار می باشد. (از برهان) (از هفت قلزم). فرنجمشک. رجوع به فرنجمشک شود. || به معنی سنبل و قرنفل صحرایی و تره گربه نیز آمده است. (از برهان) (از هفت قلزم).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر