بناگر

«لغت نامه دهخدا»

[بِ گَ] (ص مرکب) معمار. (آنندراج). بناکر. کارگر. معمار. (ناظم الاطباء). بنّاء. (زمخشری) :
در عالم دوم که بود کارگاهشان
ویران کنندگان بنا و بناگرند.ناصرخسرو.
چگونه نهادش بناگر بنا
چه بانگ آمد از ساز اول غنا.نظامی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر