بنداد

«لغت نامه دهخدا»

[بُ] (اِ مرکب) بنیاد. (برهان). بنیاد و آنرا بنلاد نیز گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). بنیاد. (شرفنامهء منیری) (ناظم الاطباء). بنیاد. اساس. (فرهنگ فارسی معین). || اصل هر چیزی. (برهان) (شرفنامهء منیری) (ناظم الاطباء). || پشتیبان. (برهان) (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء). رجوع به بنیاد شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر