«لغت نامه دهخدا»
[بَ / بُ] (اِ مرکب، ص مرکب)مرکب از بن + وان. (برهان) (حاشیهء برهان چ معین)(1). نگهدارندهء زراعت و نگهبان خرمن. (برهان) (آنندراج). نگاهبان خرمن. خرمن بان. (شرفنامهء منیری). سرکار کشت و زراعت. (ناظم الاطباء). دشت بان. نگاهبان کشت و خرمن. || نگاهدارندهء اسباب و اموال. (برهان). نگهبان اموال و اسباب. (آنندراج). نگاهدارندهء اسباب و اموال. نگهبان. (فرهنگ فارسی معین). (1) - محمد معین در فرهنگ فارسی اولی را به فتح و ضم هر دو ضبط داده ولی معنی دوم را فقط به ضم ضبط نموده است.