«لغت نامه دهخدا»
[بَ دَ] (اِ مصغر)(1) مصغر بوبرد است که بلبل باشد. (برهان).(2) بوبرد. بلبل. (فرهنگ فارسی معین). مصغر بوبرد یعنی بلبل خرد. (ناظم الاطباء). صاحب آنندراج در ذیل «بوبرد» آرد: و آن را بوبردک و بوبرد نیز گفته اند. کنایه از آنکه بوی گل را استنشاق و استشمام کند - انتهی. رجوع به مادهء قبل شود. (1) - در فرهنگ فارسی معین بضم باء دوم ضبط شده و بنا بر قاعده باید چنین باشد. (2) - در برهان قاطع بودبردک چاپ شده و مبنی بر اشتباه است.