بوتیمار زدن

«لغت نامه دهخدا»

[زَ دَ] (مص مرکب) چون غمگین، چنباتمه نشستن و با گردنی در شانه ها فروشده. و عامه تیمار زدن گویند. (یادداشت بخط مؤلف).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر