بو یافتن

«لغت نامه دهخدا»

[تَ] (مص مرکب) نصیبی یافتن. بهره ای بردن :
منت ایزد را که رنجم چون صبا ضایع نشد
عاقبت بویی از آن سیب زنخدان یافتم.
صائب (از آنندراج).
و بمعنی دوم نیز ایهام دارد. || سراغ یافتن. (آنندراج). || مجازاً، اثری پیدا کردن از چیزی. نشانی از کسی یا چیزی یافتن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر