«لغت نامه دهخدا»
[کَ لَ] (اِ مرکب) میوه ای است مغزدار که آنرا بترکی چتلاقوچ گویند. (برهان). همان بوکلک است که مغز آنرا خورند و بترکی چتلاقوچ گویند. (آنندراج) (انجمن آرا). بوی کلک و میوهء درخت بنه. (ناظم الاطباء). بن. حبه الخضراء. بطم. چتلاقوش. مشغله البطالین. (یادداشت بخط مؤلف). بن کوهی است که پوست نر آن برکنند و چون تخمه و امثال آن بشکنند و مغزش بخورند. (یادداشت بخط مؤلف) : نخور این(1) انجکک و بوی کلک بی حاصل تا به ریش خود و یاران نکنی تف بسیار. بسحاق اطعمه. رجوع به بوکلک شود. (1) - ن ل: مشکن این...