بهاور

«لغت نامه دهخدا»

[بَ وَ] (ص مرکب) (از: بها + ور، اداه اتصاف) بمعنی بهاگیر است که چیزی بسیارقیمت و پربها باشد. (برهان). متاع قیمتی و گرانمایه. (آنندراج). بهاگیر. پرقیمت. گرانبها :
بهاور درّی از دستم برون برد
به نیرنگ و به افسون دهرغدار.ابوالخطیر.
چون بهاور گهر بیش بها
هنر اندر گهرش تضمین است.
ابوالفرج رونی.
قطره ز سفر شود بگوهر
گوهر به سفر شود بهاور.خاقانی.
رجوع به بهاگیر شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر