«لغت نامه دهخدا»
[بِ تَ رَ] (ص تفضیلی مصغر، ق مرکب) (از: بِهْ + تر + ـَک) برحسب ترکیب بمعنی بهتر کوچک است... (آنندراج). تصغیر بهتر یعنی کمی بهتر. (ناظم الاطباء). مصغر بهتر : نباید از منت دامن کشیدن به حالم بهترک زین بازدیدن.نظامی. ریش(1) فرهاد بهترک بودی گرنه شیرین نمک پراکندی.سعدی. (1) - در آنندراج و بهار عجم: زخم.