بهتری

«لغت نامه دهخدا»

[بِ تَ] (حامص مرکب) نیکی. نیکویی. زیبایی. خوبی. پاکی :
به فر تو گفتا همه بهتری است
ابا تو همه رنج رامشگری است.فردوسی.
گذشتیم از این سد اسکندری
همه بهتری جو و نیک اختری.فردوسی.
همی گفت کای برتر از برتری
فزایندهء پاکی و بهتری.فردوسی.
سخن به ز شکر کز او مرد را
ز درد فرومایگی بهتری است.ناصرخسرو.
به شدم و بهتری نصیب تو بادا
چهرهء تو چون گل طری و براورش.سوزنی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر