«لغت نامه دهخدا»
[بِ تَ بَ] (ص مرکب)... و بهترین بخت بمعنی نیکبخت و کسی که بخت او بهتر باشد از بخت دیگران. (آنندراج) (از بهار عجم). نیکبخت و سعادتمند و آنکه بخت و طالع وی از دیگران بهتر باشد. (ناظم الاطباء) : بدو گفت کای بهترین بخت من سزاوار پیرایهء تخت من. نظامی (از آنندراج) (از بهار عجم).