«لغت نامه دهخدا»
[بِ هَ پَ / پِ وَ تَ] (مص مرکب) با هم متصل شدن. ملحق شدن. بهم آمدن : و دیگر آنکه پند و حکمت و لهو و هزل بهم پیوستند. (کلیله و دمنه). هر دو شق بهم پیوست. (کلیله و دمنه).