بی آمیغ

«لغت نامه دهخدا»

(ص مرکب) روقه. مروق. ساده. صاف. خالص. ناب. صرف. محض. (یادداشت بخط مؤلف): بحت بحوته؛ ساده و بی آمیغ گردید. باحت الماء؛ خورد آب را بی آمیغ چیزی. (منتهی الارب). و رجوع به آمیغ شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر