«لغت نامه دهخدا»
[بَ] (ع مص) به شب کردن چنین. (منتهی الارب). || زناشویی کردن؛ بات الرجل یبیت بیتاً؛ تزوج. رجوع به بیتوته شود. و فلاناً، زوجه (لازم و متعدی). (از اقرب الموارد). زن کردن. (آنندراج) (ناظم الاطباء).