بیحضور شدن

«لغت نامه دهخدا»

[حُ شُ دَ] (مص مرکب)بیمار شدن. (غیاث) (آنندراج) :
یار عاشق شده ست درمان چیست
عیسی آنجا که بیحضور شود.
شفایی (از آنندراج).
|| بی نماز شدن. (غیاث) (آنندراج). || مضطرب و آزرده شدن. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر