«لغت نامه دهخدا»
[رَ مَ] (ص مرکب) (از: بی + رحمت) که بخشایش ندارد. || بیرحم. بی شفقت. نامهربان : این سعدالدین بیرحمتی بود ناجوانمردی. (المضاف الی بدایع الازمان ص45). بیرحمتم اینچنین چه ماندی ارحم ترحم مگر نخواندی.مولوی. رجوع به رحمت شود.