«لغت نامه دهخدا»
[دَ] (مص مرکب) خارج و کنار ماندن. - بیرون مانده؛ درخارج مانده. کنارگذاشته شده : جوابش داد ما ده راندگانیم وز اول پرده بیرون ماندگانیم.نظامی.