«لغت نامه دهخدا»
(اِ) ظاهراً مصحف پیشیار است. قارورهء بیمار. (فرهنگ جهانگیری). پیسیار. سرشگ. قاروره. تفسره. دلیل. پیشاب. آب بیمار. بول. شاش. (یادداشت مؤلف) : بر روی پزشک زن میندیش چون بود درست بیسیارت(1).رودکی. و رجوع به پیشیار شود. (1) - ن ل: پیشیارت و در این صورت شاهد نیست و در فرهنگ اسدی شعر به لبیبی نسبت داده شده است.