بی سیرت کردن

«لغت نامه دهخدا»

[رَ کَ دَ] (مص مرکب)در تداول عوام، عملی نامشروع با کسی کردن. فساد کردن (بیشتر با نابالغی). بی سیرت کردن دختری یا پسری را؛ عملی منافی عفت با او کردن و مُهر برگرفتن از دوشیزه نه بوجه مشروع و دوشیزگی بردن بجبر و با وی بنامشروع آرامیدن. (از یادداشت مؤلف). بی آبرو کردن. (ناظم الاطباء).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر