«لغت نامه دهخدا»
[شَرر / شَ] (ص مرکب) (از: بی + شر) بدون شر. دور از شر : سِیُمْشان بد او مه(1) که هرگز نجوید مگر خیر بی شرّ یا نفع بی ضر. ناصرخسرو. - بی شر و شور؛ (از اتباع)، آرام. رجوع به شر شود. (1) - ن ل: به.