بی شکه

«لغت نامه دهخدا»

[شُ کُهْ] (ص مرکب) بی شکوه. بی تشریفات. بی کبکبه و دستگاه :
خانهء هرکه روی بی شکه آن خانه تراست.
سوزنی.
رجوع به شُکُهْ شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر