بیشه ستان

«لغت نامه دهخدا»

[شَ / شِ سِ / شِسْ] (اِ مرکب)(از: بیشه + ستان، پسوند مکان، همچون گلستان و ترکستان و جز اینها) بیشه سار. آنجا که بیشه بود. جای بابیشه :
گوهر ذوالفقار او گرنه علی است چون کند
بیشه ستان رزم را آتشی و غضنفری.
خاقانی.
|| (نف مرکب) ستانندهء بیشه :
بیشه ستان بتیرها ایمن از آتش سنان
شیردلان ز نیزه ها بیشه فزای معرکه.خاقانی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر