«لغت نامه دهخدا»
[بَ ضَ تَ] (ع اِ) تثنیهء بیضه (در حالت نصبی و جری). دو خایه. دو تخم. (یادداشت مؤلف). رجوع به بیضه شود. || خصیتین. انثیین. تخمگان. هر دو خایه. دو خایهء مرد. دو گند. حسکلتان. (یادداشت مؤلف).