بی قبا

«لغت نامه دهخدا»

[قَ] (ص مرکب) (از: بی + قبا) لخت. بی جامه :
چون بی بقاست این سفری خانه اندرو
باکی مدار هیچ گرت پشت بی قباست.
ناصرخسرو.
رجوع به قبا شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر