بی گفتگو

«لغت نامه دهخدا»

[گُ تُ] (ق مرکب) مخفف بی گفت و گوی. بدون جر و بحث. بدون سخن. بدون گفت و شنود. بدون سؤال و جواب. بدون چون و چرا :
جز این هرکه بودند خویشان او
بزندان کشیدند بی گفتگو.فردوسی.
و رجوع به گفت و گو شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر