«لغت نامه دهخدا»
[تَ] (ص مرکب) تن بیمار. که تن بیمار داشته باشد. رنجورتن. علیل المزاج : آفتاب اشترسواری بر فلک بیمارتن در طواف کعبه محرم وار عریان آمده. خاقانی.