بیمارگون

«لغت نامه دهخدا»

(ص مرکب) بیمارسان. بیمارگونه. بیمارون. به رنگ بیمار. (آنندراج). کسی که بواسطهء ناخوشی رنگش برگشته باشد. (ناظم الاطباء). همانند بیماران در زردی رخسار و لاغری اندام.
- بیمارگون شدن؛ همانند بیماران گشتن در زردی و لاغری اندام :
چو بیمارگون شد ز غم چشم نرگس
مر او را همی لاله تیمار دارد.ناصرخسرو.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر