بی مداوا

«لغت نامه دهخدا»

[مُ] (ص مرکب) (از: بی + مداوا) بی درمان. بی علاج. (یادداشت مؤلف) :چه جای چاره چنین درد بی مداوا را؟ (از یادداشت مؤلف). رجوع به مداوا شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر