بی نفسی

«لغت نامه دهخدا»

[نَ فَ] (حامص مرکب) حالت و چگونگی بی نفس. عجز. اضطرار. خموشی از ناتوانی :
یکسو افکن ز طبع بی نفسی
تات باشد چو روح قدر و خطر.سنائی.
و رجوع به نفس شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر