بی ننگ

«لغت نامه دهخدا»

[نَنْ] (ص مرکب) (از: بی + ننگ) بی عیب و بی عار و بی وقار باشد، چه ننگ بمعنی عیب و عار است. (برهان) (آنندراج). بی شرم. بی عار. رسوا و بی آبرو. (از ناظم الاطباء). آنکه ننگ ندارد. آنکه از ننگ نپرهیزد (از اضداد است). (یادداشت مؤلف). دیوث. (دهار). و رجوع به ننگ شود.
- بی ننگ و عار؛ بی نام و ننگ.
- بی ننگ و عاری؛ حالت بی ننگ و عار.
- بی ننگ و نام؛ بی نام و ننگ.
- بی ننگ و ناموس؛ عاری از نام نیک و صفات نیک. (ناظم الاطباء). رجوع به ننگ شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر