پا بلند کردن

«لغت نامه دهخدا»

[بُ لَ کَ دَ] (مص مرکب)دویدن. بشتاب رفتن :
عزم تو پای باد بند کند
باد هرچند پا بلند کند.امیرخسرو.
و این تعبیری هندیست.
پابماه.
[بِ] (ص مرکب) مُقرب. زنی که نزدیک رسیده بود به زه. زنی آبستن که زادن او نزدیک شده باشد. بودن زن حامل بماهی که در آن ماه زاید. اِشهار.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر