«لغت نامه دهخدا»
[چَ] (اِ مرکب) دریچهء خرد. پاجنگ. پاژنگ : مال فرازآری و بکار نداری تا ببرند از در و دریچه و پاچنگ.ابوعاصم. || پای افزار. کفش. پوزار. پاهنگ.