«لغت نامه دهخدا»
[دْ / دِ دَ] (مص مرکب) سلطنت کردن : و چون او را وفات آمد دارا هنوز نزاده بود و مادرش پادشاهی میراند. (ابن بلخی). پادشاهی کردن. [دْ / دِ کَ دَ] (مص مرکب) پادشاهی راندن.