پاراو

«لغت نامه دهخدا»

(ص) پیر. (فرهنگ اسدی). || زن پیر. (اوبهی) (برهان). پیر زال. (برهان). گنده پیر :
زن پاراو چون بیابد بوق
سر ز شادی کشد سوی عیوق.منجیک.
پاراو.
(اِخ) بلوکی از قزوین. (برهان).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر