«لغت نامه دهخدا»
(اِ مرکب) لگد. (فرهنگ رشیدی) : چون شدندی چو بیهشان در خواب پاستاری به پاسبانش زدند. ؟ (از فرهنگ رشیدی). و ظاهراً این صورت مصحف پاسپار است. رجوع به پاسپار شود. پاستازا. (اِخ)(1) یا پاستاسا. رودی به امریکای جنوبی در کشور اکوآتر و پرو و آن از کُردیلرآندها سرچشمه گیرد و پس از عبور از صحرائی قفر و وسیع وارد مارانُن شود. طول آن 700 هزارگز است. (1) - Pastaza.