«لغت نامه دهخدا»
[وَ] (اِ مرکب) بندی که بر پای نهند. بندی باشد که در پای گناهکاران و مجرمان گذارند. (برهان). مطلق بندی که بر پای گناهکاران نهند و پابند مغیر آن است نه لغتی در آن. (رشیدی). پابند. کند. کنده. زنجیر. زاولانه: ایزد ما را و شما را نگاهدارد از غلها و باوندهای جهل و نادانی. (کشف اِ)(1) : عدو را از تو بهره غلّ و پاوند ولی را از تو بهره تاج و پرگر.دقیقی. پاونی. (اِخ)(1) قومی به شمال امریکا در حدود 6000 تن که ستارهء زهره را ستایش کنند و در قدیم قربانی آدمی میکرده اند. (1) - در یادداشتهای من فقرهء فوق بدینصورت بود و فراموش کرده ام که کشف اِ رمز چه کتاب است و شاید نام کتاب غلط نقل شده باشد. (1) - Pavni.