«لغت نامه دهخدا»
[پُ] (ص) پوچ. پوک. میان تهی. و این کلمه مخفف پوچ است : هستم ز شرّ چو نار ز دانه به تیرمه وز خیر پُچ میانه چو اندر بهار سیر.سوزنی. پچ. [پِ] (اِخ)(1) نامی است که آرناؤدها و ملل اسلاو به قصبهء ایپک دهند. رجوع به ایپک شود. (1) - Petch.