پروند

«لغت نامه دهخدا»

[پَرْ وَ] (اِ) گلابی. کمثری. امرود. مرود(1) :
گل پروند دسته بسته بود
مست [ شاید: مشک ] در دیدهء خجسته نگر.
عماره.
پروند.
[پَرْ وَ] (اِخ) مزرعه ای است از مضافات قزوین به ده فرسنگ شرقی اشکنان.
(1) - در حاشیهء لغت نامهء اسدی نخجوانی بجای اُمرود، امرد دارد و آن سهو کاتب است و همین معنی سبب شده که سایر فرهنگ نویسان (مانند برهان قاطع) بی شاهدی هم معنی امرود و هم معنی امرد به پروند داده اند. بیت عماره در صفت بهار یا باغ است. گل امرود چنانکه میگوید بر شاخ دسته دسته شکفد برخلاف غالب گلهای دیگر که تک تک باشد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر